بلاگرز

تمامی اطلاعات, خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و بلاگرز هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد .
تولبار و نحوه استفاده از آن

تبلیغات

***

خیریه مهربانه

خیریه مهربانه

پست ثابت

همت 110

تبلیغات

همت 110


تعلق فرهنگی و تاریخی به زیست بوم

:: تعلق فرهنگی و تاریخی به زیست بوم

 

وقتی به چیزی یا کسی حس تعلق داری، بود و نبودش، اوضاع و احوالش، خوشی و ناخوشی و خوبی و بدی‌اش برایت مهم می‌شود. وقتی تعلقی نباشد بی‌خیالی که چه می‌شود، چه شده یا چه خواهد شد. 

   وضع موجود جامعه‌ی ما با این یافته تطابق دارد. تعلق ایراﻧﻴﺎﻥ ویژه نسل نو به هویت‌، آینده‌، اعتبار تاریخی و فرهنگی‌ ش روز به روز در حال کاهش است. درست به همین دلیل است که جامعه به مدیریت خرد و کلان سیاسی، اجتماعی، فرهنگی کمتر کار دارد و مطالباتش از آن کم است. ازین منظر حساسیت و کنش اجتماعی- مدنی در برابر نابسامانی‌ها کاهش یافته است. 

   انگار که ایرانی اعتبار خویش را در پیوند با جزیره‌هایی که در آن می‌زید و ﺩﺭ ﺁﻥ ﻫﺎ دارای منافع است، می‌بیند و می‌جوید، نه در کلیت جغرافیایی و فرهنگی اﻳﺮاﻥ. اینجا هر کسی سرش گرم کار خویش است.

منبع : نیایش |تعلق فرهنگی و تاریخی به زیست بوم
برچسب ها : فرهن

نقدی بر بیست و هشتمین نمایشگاه کتاب تهران

:: نقدی بر بیست و هشتمین نمایشگاه کتاب تهران

 

 

 

اگر مشاهده‌گری تیزبین و ژرف‌اندیش باشی ناشر یا بازدید‌کننده، از آن هنگام که پا به نمایشگاه کتاب تهران می‌گذاری تا آن گاه که از آن دست پر یا خالی بیرون می‌روی، آنچه مشهود است بدسلیقگی است، شلختگی، بی‌انظباطی و باری به هر جهت بودن. برخی می‌گویند که این وضع در شان فرهنگ ایرانی نیست اما بر این باورم که درست این وضع برآیند و برآمده از تفکر و منش ایرانیان است. نمود این خوی بد را در اینجا و آنجا و در بخش‌های گوناگون اجتماع ایرانی بسیار می‌بینیم. می‌خواهم بگویم نباید از جامعه‌ی امروز ایران بیش از این توقع داشت. توان مدیریتی ما هم برای نمایشگاهی که ۲۸ دوره از آن یا به دست دولت یا تشکل‌های حوزه‌ی نشر برگزار شد، بیش از این نیست. شما فرض کنید من مدعی در جایگاه مدیریت کلان نمایشگاه کتاب قرار گیرم، باز وضع بر همین گونه خواهد بود. چرا که ساختارهای اداری، فرهنگی و اجتماعی امروز ایرانیان توان‌شان خیلی بیش از این‌ها نخواهد بود. وضع موجود آن نمایشگاه معلول نارسایی‌های بسیاری است در نهاد ایرانیان. بی‌خود نیست که ما پس از بیش از یک سده از ورود به دنیای مدرن هنوز توسعه ‌نیافته‌ایم. من باور دارم که تغییر بزرگی هم صورت نخواهد گرفت. حتا وقتی گروهی دست شسته از حاکمیت سیاسی، می‌پندارند با رفتن این‌ها و آمدن گروه پیشرویی دیگر، مساله حل خواهد شد خواهم گفت زهی خیال باطل. مساله‌ی توسعه موضوعی درون‌زا در یک جامعه است. باید فضای اجتماعی آمادگی آن را داشته باشد وگرنه تغییرات کلان در ساختار قدرت محکوم به شکست‌اند. باید با اصلاحات تدریجی فرهنگی، اجتماعی و سیاسی جامعه را با الزامات توسعه‌یافتگی آشتی داد.

-         در مورد آنکه مصلی جای برگزاری نمایشگاه کتاب نیست بسیار و راست گفته‌اند. نگاه کنید به خیابان قنبرزاده که نمی‌دانم چرا اصلن پیاده‌روی درست و حسابی‌ای ندارد. چاله و گودال و میله‌ی میان آن راهروی کوچک نیز که بماند.

-         ورودی‌های داربستی حتا در شان آدم نیز نیست، به قول یکی از دوستان، آدم به یاد جداکننده‌های اسب در مسابقات ورزش اسب‌دوانی می‌افتد.

-         مساله ورود کتاب و خروج آن از نمایشگاه که درد تکراری است که سرمان کرده.

-         امسال به برکت دولت تدبیر و امید جنبه‌ی تفرجگاهی نمایشگاه از جنبه‌ی فرهنگی‌اش پیشی گرفت. نمی‌دانم بر پایه‌ی کدام سیاست‌های خرد و کلان این همه فروشگاه و خوردن‌گاه از نان خرمایی گرفته تا عرقیجات گیاهی و آن همه فست فود و رستوران در نمایشگاه جا بازکردند.

-         چرا نمایشگاه اسباب‌بازی با نمایشگاه کتاب همزمان و تقریبن هم مکان شده‌اند. بازدید‌کننده با زمان، سبد اقتصادی و حوصله‌ی اندک چرا باید میان هزار و یک چیز خود را تقسیم کند. چرا نمایشگاه را از یک نمایشگاه حرفه‌ای و تخصصی به این سو سوق داده‌اند، نمی‌دانم.

-         وقتی پیشتر گفتم ما بد‌فرهنگیم به خاطر این است که بارها با مراجعان دانشجویی رویارو شدم که کاسبان بن‌های کتاب بوده‌اند و و دنبال نقد کردن آن‌ها.

-         این همه غرفه‌ی فرمایشی در نمایشگاه چه می‌کنند.

-         شاید چندان گزاف نباشد اگر بگوییم که نیمی یا شمار قابل توجهی کتاب اگر در نمایشگاه عرضه نمی‌شد، مساله‌ای نبود. کتاب‌های تکراری، کتاب‌سازی‌ها و بد‌کتاب‌ها. چرا نظارت بر محتوا تنها برای کنترل مسایل خلاف شرع و یا در تضاد با اخلاق و یا حاکمیت سیاسی است و بر کیفیت تولیدات هیچ نظارتی صورت نمی‌گیرد و هیچ استانداردی برای کتاب و رتبه‌بندی آن تدوین و پیاده‌سازی نشده ‌است تا این همه کتاب زرد به بازار نیاید.

و از پرسش‌های همیشگی اینکه چرا وضع پخش کتاب در ایران سامان نمی‌یابد و چرا این گره همچنان ناگشوده باقی مانده و عزمی برای حل آن نیست و چرا به این تلاش‌های سطحی برای بردن کتاب به سبد کالای مردم دل‌خوش کرده‌ایم.

آری زیر پوست این شهر چیزهایی می‌بینی که چندان امیدبخش نیست. نمایشگاه کتاب تهران آینه‌ی تمام نمای جامعه‌ی امروز ایران است. و شاید بستری خوب برای پژوهش‌های جامعه‌شناختی.

 

منبع : نیایش |نقدی بر بیست و هشتمین نمایشگاه کتاب تهران
برچسب ها : نمایشگاه ,کتاب ,         ,نمی‌دانم ,اجتماعی ,ایرانیان ,نمایشگاه کتاب ,کتاب تهران ,امروز ایران ,جامعه‌ی امروز ,جامعه‌ی امروز ایران

اوضاع نشر ایران

:: اوضاع نشر ایران

 

 

چندی پیش گفتگوی فرهنگی داشتم در رادیو گفتگو. این برنامه بهانه‌ای شد تا پس از سال‌ها درباره‌ی مسایل نشر در ایران بنویسم.

   اگر نشر را چرخه‌ای در نظر بگیریم با سه مولفه‌ی: پدید آوردن (هر آنچه در زمینه‌ی تدوین و تأمین محتوا جای می‌گیرد.) انتشار (چرخه‌ی تولید، تبلیغ و فروش کتاب) و خواندن (مسایل مربوط به مخاطبان)، هر چه پیوند میان این سه مولفه سامان‌یافته‌‌تر باشد و خود این سه مولفه به استاندارد‌های جهانی نزدیک‌تر باشند، بی‌گمان با نشر توانمند‌تری رویاروییم.

   آنچه امروز در نشر ایران، شاهد آنیم حکایت از مشکلات بسیاری دارد. در حوزه‌ی پدیدآورندگی به دلیل عدم رعایت نشرانه کتاب‌سازی معضل بزرگی شده است. انجام ترجمه‌های بسیار از یک کتاب مساله‌ی دیگری است که در این حوزه رخ می‌دهد. و همه‌ی این‌ها بدفرهنگی‌ای است که اکنون به روال تبدیل‌ شده‌ است. ممیزی کتاب هنوز به صورت سامانمند اعمال نمی‌شود و سلیقه‌ و نوع نگرش ممیزان است که سبب می‌شود تا یک کتاب آسان مجوز انتشار بگیرد یا سخت. بماند که شدت اعمال ممیزی برای کتاب بیش از اندازه است. چه آنکه میزان فراوانی مخاطبان یک رسانه است که تعیین می‌کند تا چگونه ممیزی بر آن اعمال شود. و حال همه می‌دانیم که این روزها این طیف مخاطب روز به روز به دلایل گوناگون رو به کاهش گذارده شده است. از این‌ها گذشته حاکمیت سیاسی باید نسبت خود را با اعمال کنترل بیرونی و انجام آن به صورت درونی مشخص کند.  تولید کتاب در ایران بر اساس استانداردی انجام نمی‌شود و هر کس به فراخور آموزش‌هایی که در این حوزه دیده است ابتکار عمل را به دست می‌گیرد. همچنان که هنوز برای پخش سامان‌مند کتاب در گستره‌ی بزرگ جغرافیایی کشور فکری اساسی نشده است و مدیران فرهنگی در برابر این مساله به کوشش‌هایی چون برگزاری نمایش‌گاه‌های استانی بسنده کرده‌اند. عرصه‌ی خواندن نیز با هجوم رسانه‌های نوظهور و شبکه‌های مجازی آسیب‌هایی دیده‌است . هر چند این آخری مساله‌ای جهانی است و ابعادی فرامرزی دارد.

   آنچه کار را از این نیز مشکل‌تر کرده است نبود آموزش و پژوهش در حوزه‌ی نشر است. پرسش‌های بسیاری وجود دارد که باید از رهگذر پژوهش به آن‌ها پاسخ داد تا پاسخ‌ها در ابعاد کلان پیدایشان شود. آیا تاکنون پژوهشی در حوزه‌ی نشر صورت گرفته است که دلایل روانشناختی و تاریخی عدم گرایش جامعه به کتاب‌خوانی را بررسد. آیا پژوهش‌هایی هست که صنعت نشر ایران را با صنعت نشر انگلیس و ژاپن تطابق داده باشد. یا که تاثیر نورسانه‌ها را در میزان عدم گرایش جامعه به کتاب نشان دهد. از دل پاسخ به پرسش‌هایی از این دست است که می‌توان به یک طرح کلان و راهبردی دست یافت. راستی چرا برای صنعت نشر برنامه‌ی راهبردی و بلند مدت نداریم.

   صنعت نشر ایران آینه‌ی تمام نمای هر آن‌چیزی است که درون این جامعه رخ می‌دهد. نگاهی که به درون آن بیاندازی این نکته به سادگی دریافتنی است که بسیاری از مسایل و مشکلات موجود ناشی از نبود نگاه علمی در حوزه‌ی مدیریت نشر است. اگر توسعه‌ی کتاب و کتاب‌خوانی در یک جامعه نشانه‌ای از توسعه‌ یافتگی آن جامعه است، برای دستیابی به توسعه‌ی متوازن و پایدار باید بیش از این‌ها به این مهم توجه نشان داد. ما در صنعت نشر به یک رنسانس نیاز داریم نه تلاش‌های مقطعی و سطحی.

 

منبع : نیایش |اوضاع نشر ایران
برچسب ها : کتاب ,جامعه ,صنعت ,اعمال ,حوزه‌ی ,صورت ,گرایش جامعه

تفاهم هسته ای

:: تفاهم هسته ای

 

خبر تاريخي هسته اي ديشب بي شك چيرگي عقلانيت، اعتدال و آينده نگري بود بر تندروي نابخردانه و اين در هر كجاي جهان كه رخ بدهد مايه ي خرسندي بشر خسته از جنگ، خشم، جهل و نفرت است. هرچند كه به دليل حضور تندروهاي قدرتمند درهر دو سوي مذاكره، دستيابي به توافق سخت مي نمايد اما تا اينجاي كار، پيروزي ديپلماسي بر غير آن بايد پاس داشته شود. بايد خدا را شاكر بود كه در رأس حاكميت سياسي ايران، عظمي براي گشودن گرهي كه مي بايد سال ها پيش گشوده مي شد، پديد آمد. هنوز هيچ نشده اسرائيل كه در اقتصاد امروز ايالات متحده، نقش عمده اي را بازي مي كند و جمهوري خواهان حاكم بر مجلس سنا كمر همت بر نقض اين پيمان نامه بسته اند. در اين شرايط شجاعت صلح طلبانه ي رئيس جمهور اوباما نيز ستودنی است.

 مي بينم كه برخي، نه از ايرانيان تندروي مخالف گفتگو بلكه از عزيزاني كه توسعه ي كشور از رهگذر آزادي مطلوبشان است، رجزخواني مي كنند يا پیش بینی منفي بافانه. نمي دانم چه اشكالي دارد جامعه ي ايراني به بهانه ي مسئله اي كه در پيوند تنگاتنگ با آينده اش در همه ي زمينه هاست، خوشحالي كند! جامعه اي كه به خوشحالي هاي سخيف تمسخرآميز روي آورده است.

اين توافق احتمالي هرچه باشد سود ايرانيان در آن نهفته است. در شرايط كنوني، تحريم ها اقتصاد ايران را شكننده كرده است و با توجه به پايين آمدن قيمت نفت، كار دولت در اداره مملكت سخت شده است. بايد حتي ريسك منفي حاصل از اين تلاش ها براي برون رفت از اين وضعيت نابسامان را پذيرفت. نيك مي دانيم كه ديپلماسي هميشه در مسير دستيابي به بيشترين دستاوردها با كمترين هزينه هاست.

داوري تاريخي را به آيندگان واگذاريم

منبع : نیایش |تفاهم هسته ای
برچسب ها : بايد

دگردیسی های فرهنگ

:: دگردیسی های فرهنگ

 

   در زمانه‌اي به سر مي‌بريم كه دگرگوني‌ها همچون گذشته دامنه‌ي بلندي ندارد، شايد به فاصله‌ي كمتر از چند ماه نسلي تازه از رخدادها و اختراعات سر بر مي‌آورند.

   جهان ما پرسرعت در حال تغییر است، و به سوي آسان‌سازي رفع نياز‌هاي بشري در گذار است. تغيير فرهنگ در جوامع نيز از اين هنجار پيروي مي‌كند، گذر از سنت به مدرنيته بر همه‌ي زمينه‌هاي زيست انساني سايه افكنده است. روابط انساني ديگر معناي گذشته را نمي‌دهند، شايد سردتر و كم‌سطح‌تر گشته‌اند و شايد كم‌هويت‌تر و ناپايدارتر. انسان امروز كمتر اجتماعي است و بيشتر ميل به زندگي فردي دارد. اگر از منظر سنت به اين رخدادهاي اجتماعي بنگريم شايد هراسان و دل‌زده ‌شويم، سنتي كه طي سده‌ها و هزاره‌ها بر اساس پايداري و اهميّت بنيان‌هاي اجتماعي استوار شده است به يك‌باره رنگ دگرگوني به خود مي‌گيرد، حال ناخوش از آنجا پدید می‌آید که انسان به طور کلی ميل به پايداري دارد و آنارشي بوجود آمده از دل دگرگوني‌ها برايش مطلوب نيست. اما خود همين سنت كهن كه مثلن تقويت بنيان‌هاي خانوادگي را ارزش مي‌نهد، روزي بر سنتي كهن‌تر از خود شوريده است. مي‌خواهم بگويم كه آنچه در اجتماع امروز ما مي‌گذرد با همه‌ي بي‌نظمي‌هايي كه هر پديده‌ي نو با خود به همراه دارد، روندي گذراست كه پايان آن ثبات نسبي در گونه‌ي تازه‌ي زيست انسان ایرانی است.

   آن‌چه مهم است مديريت اين تحول اجتماعي است به شكلي كه هم گذر از دوره‌ي گذار آسان‌تر باشد و هم ارزش‌هاي پايدار انساني در آن لحاظ شود....

منبع : نیایش |دگردیسی های فرهنگ
برچسب ها : شايد ,اجتماعي ,انساني ,انسان

ایران و توسعه

:: ایران و توسعه

 

با نگاهي گذرا به تاريخ سرزمينمان و رخدادهاي سياسي- اجتماعي اﻱ كه در كشاكش جنگ‌هاي بيروني و دروني، تعصب ديني، قدرت‌طلبي و... كه بر مردم اين ﺳﺮﺯﻣﻴﻦ تحميل شده است، در‌مي‌يابيم كه آرامش، صلح، عدالت، رفاه و امنيت كمتر در اين سرزمين فرصتي براي ماندن داشته‌اند و تاريخ گواهي مي‌دهد كه كين‌توزي، فساد، تبعيض، فقر و... همواره جريان حاكم بر زيست انسان ايراني بوده است. حمله‌ي اعراب، حمله‌ي مغول، جنگ‌هاي ايران و دولت عثماني، حكومت‌هاي خود‌كامه، حكومت‌هاي غير ايراني و... همه گواهي بر اين مدعايند.

آن‌چه امروز بر اين سرزمين مي‌گذرد اگر در بسياري موارد از آن‌چه بر ايرانيان, در سده‌هاي پيش مي‌گذشته بهتر نباشد بدتر هم نيست: بهبود حقوق زنان، بهبود بهداشت همگاني، بهبود آزادي‌هاي فردي و بهبود شاخصه‌هاي رفاه. اگر انتقادي باشد بيشتر به سنجش وضع موجود با وضع مطلوب باز مي‌گردد و يا ﺑﻪ قياس وضع موجودمان با وضع ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ سرزمين‌هايي كه همزمان با ما خواست بزرگ تغيير را پذيرفته‌اند و ﻳﺎ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﻛﺸﻮﺭﻫﺎﻱ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺗﻮﺳﻌﻪ. به ديگر سخن وضع كنوني در قياس با اوضاع دهه‌ها و سده‌هاي گذشته ﺧﻮﺏ اﺳﺖ اما در قياس با آن‌چه انتظار مي‌رود بسيار نامطلوب است.

به باورم آرمان‌شهر و حتا زيستن در جامعه‌اي كه از كشاكش‌هاي زيان‌بار و درد‌مندي‌هاي بسيار به دور باشد توهمي بيش نيست كه از پيشينيان به ارث آمده.  در سرزمين ما تا بوده اراده‌ي معطوف به قدرت، تملق، دورويي، دروغ، فساد و ... را سبب شده است.  مصلحان اجتماعي و سياسي همواره در اقليت بوده‌اند و اكثريت ﺟﺎﻣﻌﻪ به ﺯﻧﺪﮔﻲ ساده خود ﺧﻮ ﮔﺮﻓﺘﻪ اﻧﺪ. اگر خواهان تغييرات شگرف در روابط ميان‌ انسان‌ها و بهبود شرايط زيست انساني، رفاه، حقوق بشر، آزادي، عدالت هستيم اين دگرگوني‌ها در جامعه‌ا‌ي با دردهای تاریخی بسیار چون ايران ما در بستر زماني دير‌پا پديد مي‌آيد و نه در كوتاه مدت تازه آن هم با خواست، اراده و تكاپوي جمعي....

 

منبع : نیایش |ایران و توسعه
برچسب ها : بهبود ,قياس ,آن‌چه ,سرزمين

از ماست که بر ماست

:: از ماست که بر ماست

 

این روزها پیامک‌ها و ایمیل‌هایی با موضوع دولت و شخص رییس دولت دهم نقل محافل ایرانیان است. لودگی، مسخرگی و تحقیر جای اعتراض و کنش مدنی در برابر کژروی‌ها نشسته است. آقای احمدی‌نژاد هر چه کرد و می‌کند با همدستی و همراهی توده‌ها و اکثریت این جامعه کرد و می‌کند. انصاف نیست که همه‌ی کاسه-کوزه‌ها را سر او خالی کنیم. دولت دهم برآمده از خرد جمعی جامعه‌ی امروز ایران است و به قامتش موزون. بپذیریم که انتخاب احمدی‌نژاد با همه‌ی جنجال‌هایش واقعیتی است منطبق با معدل فکری ما ایرانیان در رابطه با مدنیت و توسعه. در پس احمدی‌نژاد خلقیات ما نهفته است. جامعه‌ی آلوده به دروغ، ریا، عافیت‌خواهی، رییس جمهورش نیز به قامت اوست!

 

منبع : نیایش |از ماست که بر ماست
برچسب ها : احمدی‌نژاد ,دولت

سهم میراث ایرانی در گذرگاه های شهری

:: سهم میراث ایرانی در گذرگاه های شهری
مدیریت شهری در این سی و چند ساله برای نامگذاری خیابان‌ها، میدان‌ها و گذر‌گاه‌ها از نماد‌ها، مفاهیم و نام‌های برگرفته از جنگ 8 ساله‌ی ایران و عراق استفاده کرده است. بی‌تردید تاریخ ایران پر است از رشادت‌ها، دلاوری‌ها و شجاعت‌های مردمان این سرزمین در دوران گوناگون تاریخی برای دفاع از کیان این بوم. کاش در این میان از آرش، یعقوب لیث، آریوبرزن و... هم نامی می‌بردند... از این‌ها که بگذریم نام‌آوران فرهنگی در این دیار کم نیستند، اما کمتر از آن‌ها نامی بر خیابان‌های شهر‌ها می‌بینیم. وقتی اقبال لاهوری نام خیابان کوچکی است در شرق تهران یا مولوی نام خیابانی بی‌کلاس در جنوب تهران یا اصلن از رودکی در نامگذاری خیابان‌ها خبری نیست می‌فهمی که... انگار از دید مدیران شهری, ایرانی جز جنگاوری، جبهه، شهادت و... مولفه‌ی زیستی ی دیگری ندارد!  با خود فکر می‌کنم چه زیبا بود که نام خیابانی هنر بود یا جامعه‌شناسی، ادبیات، فلسفه یا... 

منبع : نیایش |سهم میراث ایرانی در گذرگاه های شهری
برچسب ها : شهری

بازتاب اجتماعی توافق هسته‌ای

:: بازتاب اجتماعی توافق هسته‌ای
رصد رسانه‌های مجازی حین و پس از گفتگوهای هسته‌ای نشان‌دهنده‌ی بی‌تفاوتی نسبی جامعه نسبت به آن است. به نظر می‌رسید بازتاب توافق هسته‌ای در میان توده‌ها باید چیزی فراتر از آفرینش هزارها نوشتار و تصویر طنزآمیز باشد. برای جامعه‌ای که در آن صعود تیم ملی والیبال به مرحله‌ای بالاتر می‌تواند سبب سرازیر شدن شمار زیادی به خیابان‌ها شود، دور از انتظار نیست که حل و فصل یکی از مانع‌های بزرگ توسعه‌یافتگی که مستقیم یا نامستقیم به اوضاع معیشتی‌اش ارتباط دارد، بایستی حساسیت برانگیزتر می‌بود. رخدادی که احتمالن در آینده‌ای نزدیک به بهبود فضای کسب و کار و گشایش اقتصادی که مهم‌ترین دغدغه‌ی یک جامعه است می‌انجامد، چه این‌که تحریم‌ها و آثار آن سبب تهدید‌ها و فرصت‌سوزی‌های بسیار و گاه روندهای سخت بازگشتی شده‌اند. در دهه‌ی گذشته اگر سو مدیریت در دولت پیشین و سیاست‌های نادرست حاکمیتی کفه‌ای از ترازوی مشکلات ایران بوده‌اند، کفه‌ی دیگر همین تحریم‌های بین‌المللی بوده‌اند. اما چرا جز طیف کوچکی از جامعه که همواره به رخدادهای اجتماعی- فرهنگی و سیاسی حساس‌اند، باقی چندان سر شوق نیآمدند. پرسش اینجاست که چرا طیف بزرگی از جامعه‌ی ایران دلسرد از توسعه یافتگی‌اند. بی‌شک توافق هسته‌ای از منظر منافع ملی رخدادی درخور توجه است، چرا جامعه به تناسب اهمیتش با آن برخورد نکرد؟

  • آیا جامعه‌ی ایرانی از حجم بالای تنازعات سیاسی نابسامانی‌ها و ناپایداری‌های اجتماعی و اقتصادی خسته است؟
  • آیا فاصله میان دولت و ملت موجب این گسیختگی شده است. چه این که جامعه این دستاورد و پیروزی را بیش از آنکه به سود خودش ببیند و برای خود، امکانی می‌بیند برای بقای نظام سیاسی مستقر و یا آنکه می‌پندارد از منافع پدیدآمده از آن، طیف کوچکی از جامعه که نزدیک به حکومت‌اند بهره می‌برند. کوتاه اینکه آیا این عدم حساسیت ناشی از بی‌اعتمادی ملت به حاکمیت سیاسی است؟

   به نظر من در این میان آنچه به این گسست دامن زده پوشش ضعیف رسانه‌ای در تبیین گفتگوهای هسته‌ای، ضرورت انجام و آثار آن به زبانی همه فهم برای توده‌های جامعه است تا این مساله موضوعی فراگیر درجامعه شود. البته پر واضح است که در کل به دلایل سیاسی رسانه‌های حکومتی عامدانه، چندان کنشگرانه به وظایف خود عمل نکرده‌اند.

در مورد مسایل اجتماعی اگر به رفتار لایه‌های گوناگون جامعه دقت کنیم، خلاصه‌ی آن اینچنین است:

   طبقه‌ی فرادست اوضاعش به گونه‌ای است که تاثیر سیاست‌های کلان و رخدادهای اجتماعی بر زندگی‌اش کم است. طبقه‌ی فرودست نیز ژنتیزم آن در تقابل با توسعه است و همواره رویاروی روشنفکران، نخبگان و تحول‌خواهان جامعه قرار دارد و البته بیشتر در جبهه‌ای است که می‌تواند با پوپولیسم و و نمایندگان آن همراه و همداستان شود. در این میان طبقه‌ی متوسط طی دهه‌ی گذشته آنقدر زیر گونه‌های گوناگون فشارهای اجتماعی و اقتصادی بوده که کم کم با مقوله‌ی توسعه فاصله گرفته است.

   به راستی چرا حساسیت اجتماعی تا این حد در میهن من تنزل یافته است و چه چیزی سبب شده تا جامعه‌ی ما  با هویت خویش فاصله گیرد یا شاید به عبارتی دیگر دچار از خود بیگانگی گردد. به نظرم ایران ما از آن همبستگی سالیان بیش در حال فاصله گرفتن است. در چنین فضایی در نظر گرفتن منافع کوتاه مدت و خرد به جای چشم داشتن به منافع بلند مدت و کلان اجتماعی به عنوان یک رفتار جمعی رو به گسترش است....

منبع : نیایش |بازتاب اجتماعی توافق هسته‌ای
برچسب ها : جامعه ,اجتماعی ,سیاسی ,میان ,منافع ,هسته‌ای ,توافق هسته‌ای ,رخدادهای اجتماعی ,دهه‌ی گذشته

مشارکت سیاسی و پیشرفت ایران در رابطه ای همبسته

:: مشارکت سیاسی و پیشرفت ایران در رابطه ای همبسته

در انتخابات شرکت می‌کنم چرا که:

-    وضع موجود را نمي پسندم و در پي تغيير آنم و اين انتخابات را روزنه‌اي براي محقق كردن خواست خود مي‌بينم. نمي‌توان به توسعه اندیشید در حالي كه براي آن گامي برنداشت. بايد بپذيريم كه با هر راي در آغاز راه تغييريم، پس از آن بايد خواسته هايمان را پي بگيريم، مسیر توسعه‌ی پایدار متوازن دشوار است، صبر و حوصله می‌خواهد.

-    باور دارم که عرصه‌ی سیاست عرصه‌ی کمال‌گرایی نیست. کمال مطلوب ما زیستن در جامعه‌ای باز است حال آنکه به دلایل گوناگون وقوع چنین امری در کوتاه مدت نشدنی بلکه محال است. شرکت در انتخابات حتا اگر برای دست‌یابی به كف مطالبات جامعه‌ي مدنی باشد، کار درست‌تری است تا عدم شرکت در آن. بپذیریم كه هميشه بهترين گزينه، كامل‌ترين نيست.

-    به تجربه آموخته‌ایم که تغییرات تند راه حل برون رفت از مشکلات ما نیست چه این که بسیاری‌شان فرهنگی‌اند پس به تغییر حاکمیت نمی‌توان دل بست اما به اصلاحش ولو آرام آری.

-    باور دارم تحريم انتخابات در شرایط کنونی نتيجه‌ي مشخص، قابل ارزيابي و اندازه‌گيري ندارد. در برابر آن اصلاحات راهي با نتيجه‌ي مشخص و به نسبت كم‌هزينه است.

-    باور دارم که اقتدارگرايي زماني خود را تثبيت مي‌كند كه نمايندگان آن در نظام سياسي مستقر موفق به تثبيت خود شوند. حضور در انتخابات اثر‌گذاری بر این روند است به سود ملت. جريان اقتدار گرا در برابر سكوت و ايستايي ما شكل گرفته و قدرت یافته است. نیک می‌دانیم که در طی سه دهه‌ی گذشته در برابر خواست مردم مقاومت‌های پرقدرت سازمان‌یافته‌ای شکل گرفته است. شکستن این مقاومت جز با حضور در صحنه شدنی نیست.

 

بر این باورم که آنان كه دم از شركت نكردن در انتخابات مي‌زنند، پشتوانه‌ي استدلالي و نظری استواري براي نظر خود ندارند.

   - بخشي از اين گروه مي‌خواهند با راي ندادن خويش مشروعيت سياسي نظام جمهوري اسلامي را به چالش در آورند، يك نگاه منصفانه و واقع بينانه به توانايي‌ها و پتانسيل‌هاي اپوزيسيون كه هدف خود را براندازي رژيم سياسي حاكم تعريف مي‌كند، در كنار توانايي‌ها و پتانسيل‌هاي نظام مستقر  براي حفظ خود، نشان مي‌دهد كه انتظار براندازي سيستم بر اثر يك عمل راديكال انقلابي چيزي بيش از يك توهم ذهني نيست.

   - اگر بر اين باورند كه ادامه‌ي روند كنوني، بي نظمي و بحراني خواهد آفريد كه در اثر آن دلسردي فراينده نسبت به حاكميت و روي گرداندن كامل ايرانيان از حاكمان مستقر نتيجه‌ي آن است و مي‌توان از دل اين بي نظمي به باز تعريف خواسته‌هاي اكثريت پرداخت، باز هم به خطا رفته اند. چه اين كه بسياري از خواسته‌هاي اجتماعي بازگشت پذير نيستند و ممكن است به هر ميزان كه وضع نامطلوب فعلي ادامه يابد، رسيدن به وضع مطلوبي كه تقريباً بسياري از ايرانيان بر آن اشتراك نظر دارند، به عقب بيافتد و البته هزينه‌هاي چنين پيشامدي بسيار زياد است. توسعه‌ي پايدار متوازن نيازمند كنشي جمعي است كه با گذر از مسير دموكراسي به  مقصد مي‌رسد و دموكراسي جز با آگاهي دادن به جامعه امكان تحقق نمي‌يابد.

 

مروری بر تاريخ سياسي معاصر و جنبش‌هاي اجتماعي ايرانيان در 100 سال گذشته، آرمان‌هاي ملي

شناخت جنبش‌هاي آزادي خواهانه و اصلاح طلبانه از صد سال پيش تا كنون ما را از در افتادن چند باره در ورطه‌ي اشتباه تاريخي باز مي‌دارد، پس با هم گذري مي‌كنيم بر اين جنبش ها:

   جنبش‌هاي اصلاح‌طلبانه و آزادي خواهانه‌ي ايرانيان از جنبش تنباكو در سال 1285 خورشيدي و فتواي ميرزاي شيرازي آغاز شد و با امضاي فرمان مشروطيت توسط مظفرالدين‌شاه، تصويب قانون اساسي مشروطه و تشكيل مجلس شوراي ملي به اوج رسيد. در سال‌هاي بعد  جنبش به تدريج فرو كش كرد، مجلس به توپ بسته شد و دوران استبداد صغير و پس از آن استبداد رضا شاهي آغاز شد. اين دوره تا تبعيد رضا شاه در سال 1320 ادامه يافت.

    در سال‌هاي دهه‌ي 20 تا حدودي فضاي باز سياسي ايجاد شد، احزاب شكل گرفتند و روزنامه‌ها يكي پس از ديگري به چاپ رسيدند، در اين زمان موج دوم اصلاح طلبي به تدريج شكل گرفت و با تصويب قانون ملي شدن صنعت نفت در مجلس و سپس دوران نخست وزيري دكتر مصدق به اوج خود رسيد. با كودتاي 28 مرداد 1332 و بر كناري دكتر مصدق، ‌اين موج فروكش كرد. اين بار مصدق تبعيد شد، يارانش دستگير و اعلام شدند.

   مدتي پس از كودتا با تشكيل جبهه‌ي مقاومت ملي، جنبش اصلاح طلبي ادامه مي‌يابد. از حدود سال‌هاي 1340 با تشكيل نهضت آزادي و واقعه‌ي 15 خرداد سال 1342 و كوشش‌هاي دكتر شريعتي اين جنبش رنگي مذهبي به خود مي‌گيرد. در اين موج تقريباً تمامي گروه‌هاي سياسي و اجتماعي از روحانيون گرفته تا سياسيون و جبهه ي ملي ، روشنفكران و گروه‌هاي چپ، نهادهاي سنتي و مذهبي، حوزويان و دانشگاهيان حضور داشتند. اين جنبش درنهايت با رهبري امام خميني به سرنگوني حكومت شاهنشاهي انجامد.

   جنبش اصلاح طلبي دوم خرداد 1376 براي بازگشت به آرمان‌هاي انقلاب اسلامي ادامه‌ي تلاش ايرانيان براي نيل به دموكراسي بود. اين جنبش با حضور گسترده‌ي مردم شكل گرفت و پس از 8 سال به دليل برآورده نشدن حداكثري مطالبات مردم به تدريج فروكش كرد، تا جايي كه در انتخابات رياست جمهوري اسلامي سال 1384 دوباره فضاي بسته‌ي سياسي شكل گرفت. باقی آنچه که از آن سال بر ما رفت را که خود بهتر می‌دانید.

   آن چه در پيش آمد، گوياي آن است كه جنبش آزادي خواهي ملت ايران جنبشي ريشه دار است.  اين جنبش داراي اهدافي است و هزاران نفر براي به بار نشستن آن تلاش كرده اند. اگر چنين آگاهي در ذهن مان جاي گيرد، فكر، اهداف، تصميمات و عملكرد ما براي پايداري بيشتر در اين مسير قرار مي‌گيرد. اين جنبش اصيل است و در جامعه‌ی ایرانی نهادينه شده است.

 

منبع : نیایش |مشارکت سیاسی و پیشرفت ایران در رابطه ای همبسته
برچسب ها : انتخابات ,سياسي ,ايرانيان ,حضور ,اصلاح ,آزادي ,باور دارم ,اصلاح طلبي ,جمهوري اسلامي ,تصويب قانون

فروشگاه

لینک عضویت در کانال تلگرام

عضویت در گروه تلگرام جوک کلیپ عکس


کانال تلگرام

جدیدترین مطالب

تبلیغات

  • دانلود آهنگ